آترین خان

آترین خان

روزشمار آترین

Lilypie - Personal pictureLilypie Fifth Birthday tickers

About Me

آترین نوروزی
tehran, tehran, Iran
من متولد اول می سال دوهزارو پنج هستم. بله درست حدس زدید روز جهانی کارگر. یعنی یازده اردیبهشت هزارو سیصدو هشتاوچهار ساعت 8 صبح در بیمارستان مهر
View my complete profile

Blog Archive

Friday, February 5, 2010

بالاخره اسکی بازشدم


بچه ها امسال بابا ناصر اینقد منو برد اسکی
تا راه افتادم


اینم مربیم
آقا بهار مهربونن


خوب این دفعه اوله که میخوام از نیم قله بیام پایین
حاضرین، بزن بریم



البته فعلن اینجوری مییام ها
ولی تا یکی دوجلسه دیگه بدون طناب مییام



بچه ها یه چیزی فهمیدم میخوام یواشکی بهتون بگم
حالا فهمیدم چرا باباناصرهمیشه هفته ای یکی دو دفعه 
میره اسکی، آخه خیلی حال میده


حالا پیچ زدن رو یاد گرفتم



تا اینجا که همه چی عالیه
جای شما خیلی خالی



اینم یه عکس با کلاه و عینک باباناصر
خیلی خوشتیپ شدم، نه







این آقا بهارم شوخیش گرفته ها
معلوم نیست این برفارو ازکجا آورده تو کابین که بریزه رو سر من


اه هرچی من هیچی نمیگم انگار ول کن نیستی ها
بیا منم بلدم اذیت کنم، خوبه


اینم قیافم بعد از ۵ دور از نیم قله  اومدن پایین
دیگه خسته شدم تورو خدا بسه دیگه 
بابام میشه بریم 

Thursday, January 21, 2010

سالی اینا از کانادا برگشتند



بچه ها لیلیین جون اینا ازکانادا برگشتن
بهانه ای شد تا یه مهمونی توپ بگیریم



اینم رادین جونم اینا که خیلی وقت بود ندیده بودمش و خیلی دلم تنگ شده بود
البته باباناصر و شاهین جون وقتی به هم میرسن اینقدر قرارای با حال می ذارن که ما میگیم
آخ جون تا یه ماه با همیم. از قرار کلپچس گرفته تا ... ولی میره تا سری بعد که که معلوم نیست کی هست


در هر صورت اون شب به من که خیلی خوش گذشت
جاتون خیلی خالی


کریسمس 2010



امسال هم منو مامان ندا کریسمس رو رفتیم دبی


Merry Christmass to every body
جای شما خالی


بدون شرح


اینم مجیک پلنت که من خیلی دوست دارم


البته همون طور که میبینید فقط من اینجا رو دوست ندارم
ارکیده جونم خیلی دوست داره


آزالم که عاشق اینجاست



راستی این بابام ، با لاخره اومد
آخه بازم اون کریسمس رو  با دوستای چینیش سر کرد
ولی خوب بعدش اومد پیش ما و مسخره بازی ها شروع شد

آخ جون تو این فروشگاه همه چی اسپایدر منی هست


بدون شرح

بازم سوژهای مسخره بابا ناصر


داریم میریم پاتیناژ


بچه ها آزال جونم خیلی خوب یادم داد
البته منم خیلی با استعدادم


دیگه خیلی وارد شدم


من این عکس آزال رو خیلی دوست دارم

Saturday, November 14, 2009

کلار دشت تابستان88



عمو پدی و حانا جون



حس عکاسی بابا ناصر




بازم همون حس






سوال:حانا کوش
جواب همیشگی:نیست




این چوبه خورد اینجام . نمی دونم چی شد




بازم عکس هنری




ویلاهای پیش ساخته اطریشی





بازم ذوق هنری


بدون شرح


اینم همین جوری




من و مامانم



اینجا خیلی خوشگله بچه ها



بازم ذوق هنری بابام گل کرد





ولی این یکی واقعا هنری شد ها





بدون شرح




بدون شرح




بدون شرح




پارتیزان بازی تو جنگل




بازم حانا


این بابا ناصرم که ول کن نیست




خوردم زمین ولی مهم نیست مگه آدم چند بار میتونه
تو جنگل بخوره زمین




بازم بابام جو گیر شده

Saturday, October 24, 2009

Summer 2009(Milano-Italy)

اینم ایتالیا اول اومدیم میلان
آخه بابا ناصر خیلی کار داشت









اینجا یه کلیسا بزرگ بزرگه
(دومین کلیسا بزرگ دنیا)